سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
سردار بی سنگر

نکته هایی باریک تر زمو اینجاست!!  

رمضان


وقتی می‌گویند: «ماه رمضان» در ذهن همه ما، ماه عبادت می‌آید. اصولاً در اسلام چهار حکم کمی سخت است. آیه های این احکام سال پانزدهم پیغمبری رسول اکرم صلی الله علیه و آله نازل شدند. یعنی حضرت چهل سالگی به پیغمبری رسید و حضرت 55 سال داشت که این قانون نازل شد. پیغمبر 15 سال از نبوتش می‌گذشت و این آیه‌ها نازل نشده بود. 1- آیه جبهه و جنگ که این آیات بعد از 15 سال نازل شد.


2- آیه‌ی زکات، چون در جبهه باید خون و جان داد و در زکات باید پول داد.

3- آیه روزه: چون در روزه هم انسان باید به خودش فشار بیاورد. خلاصه این که دستورات سخت اسلام روزهای اول مطرح نشد. روزهای اول پیغمبر آمد و فرمود: «قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا» بت‌ها را کنار بگذارید، رستگار می‌شوید. دستوراتی بسیار ساده، این خود یک روش تربیتی است که انسان باید افراد را ذره ذره عادت بدهد. حال اینجا برایتان حدیثی هم بخوانم که افرادی که بچه‌ی کوچک دارند، در ماه رمضان وقتی بچه می‌خواهد صبحانه بخورد، بگویید که این غذا، سحری تو باشد. بعد بگو حالا تو روزه‌ای، بعد از یک ساعت اگر آب خواست، بگو حالا بیا افطار کن. دو مرتبه که آب خواست، دفعه‌ی قبل بگو خوب، دوباره روزه باش. بعد بگو که حالا دو مرتبه بیا و افطار کن. یعنی غذای بچه‌های کوچک را در ماه رمضان سحری و افطاری برایشان قلمداد کنید و مابینش را بگویید روزه هستید. مسئله‌ی روزه را باید از کوچکی به بچه تلقین کنید. کما این که در نماز هم همینطور است. برنامه‌ی تربیتی اسلام این است. می فرماید: کارهایی که باید پول داد و جان داد، سختی دارند. البته بعضی پولی است و بعضی جانی، کدام مهم‌تر است؟ فشارهای بدنی مهم‌تر از فشارهای مالی است و لذا در قرآن دو صلوات داریم. یکی: «صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ»(بقره/157) و دیگری: «وَ صَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلاتَک سَکنٌ لَهُمْ»(توبه/103) آدم‌هایی که «وَ لَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَی‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ»(بقره/155) قرآن می‌فرماید: کسانی که ما این‌ها را امتحان می‌کنیم به گرسنگی، ما آزمایش می‌کنیم، می‌گوییم ماه رمضان روزه بگیرید یا قحطی می‌آید. وقتی مردم به گرسنگی درگیر می‌شوند، خدا در قرآن می‌گوید: «صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ» یعنی از طرف خدا بر این‌ها صلوات فرستاده می‌شود.

رمضان یعنی گناه سوزی، مثل اسکناس کهنه‌هایی که می‌سوزانند. زباله‌هایی که می‌سوزانند. به رمضان می‌گویند رمضان، چون خداوند در آن ماه گناهان را می‌سوزاند.

این که می‌گویند شب قدر ماه رمضان از هزار ماه بهتر است، کمک در شب قدر هم از هزار کمک در ماه‌های دیگر بهتر است. حضرت رسول می‌فرماید که: «وَ وَقِّرُوا کبَارَکمْ» ماه رمضان به پیرمردها احترام بگذارید «وَ ارْحَمُوا صِغَارَکمْ» ماه رمضان به بچه هایتان رحم کنید.

در ماه رمضان از گناه توبه کنید، چون خدا در این ماه می‌بخشد. دست هایتان را بعد از نمازها بلند کنید و دعا کنید

ماه رمضان عید اولیاء خدا و بهترین ماه هاست «وَ أَیامُهُ أَفْضَلُ الْأَیامِ» روزهایش بهترین روزهاست. «وَ لَیالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیالِی» شب هایش بهترین شب هاست «وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَات» ساعاتش بهترین ساعت هاست «هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیافَةِ اللَّهِ» در این ماه خدا شما را به مهمان خانه‌ای دعوت کرده است که میزبان خود اوست. سالن پذیرایی مساجد، وسیله‌ی پذیرایی گرسنگی است. حدیث داریم گرسنگی عقل و فکر و فطرت انسان را به جوش می‌آورد. گرسنگی روح، انکسار و تذلل به وجود می‌آورد. گرسنگی حس مردم دوستی انسان را زنده می‌کند. گرسنگی توجه به نعمت‌های انسان را زیاد می‌کند. گرسنگی انسان را یاد فقرا می‌اندازد. گرسنگی باعث می‌شود که یک سری فضولات زائد در بدن که در طول سال نمی‌سوزد، از بین برود. بدن مجبور می‌شود به خاطر فشار گرسنگی آن زوائد را بسوزاند و آن‌ها را خانه تکانی کند. مهمانی خوبی است. در ماه رمضان دل‌ها نرم می‌شود. در ماه رمضان انسان بیش‌تر یاد خدا می‌کند. ماه رمضان مساجد پر می‌شود، نفس کشیدن در ماه رمضان ثواب سبحان الله دارد. سیب و پرتقال مهمانی مادی است، مهمانی خدا همین گرسنگی است. خدا وقتی می‌خواهد مهمان کند یا می‌گوید: «بیا در بیابان‌های مکه(عرفات)» یا می‌گوید: «گرسنگی بکش». اگر امام شما را بپذیرد.

خداوند شما را در ماه رمضان اهل کرامت قرار داده است. امام زین العابدین در دعا، خدا را شکر می‌کند که آن مقامی که توبه بقیه‌ی انبیاء دادی به امت پیغمبردادی، یعنی توفیق روزه‌ی ماه رمضان را دادی «أَنْفَاسُکمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکمْ فِیهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُکمْ فِیهِ مَقْبُولٌ» نفستان ثواب سبحان الله دارد، خواب هم باشید برایتان ثواب عبادت می‌نویسند و خدا عملتان را قبول می‌کند. چون اعمال ما کم قبول می‌شود، علتش هم این است که قبول عمل شروطی دارد:

1- شرط ایمانی و اعتقادی دارد

 2- شرط اخلاقی دارد

3- شرط اقتصادی دارد

4 - شرط سیاسی دارد

5- شرط بهداشتی دارد

6 – شرط خانوادگی دارد.

عبادت

اینطور نیست که ماهر کاری بکنیم، خدا قبول می‌کند. در قرآن داریم اگر کسی عملی را انجام دهد و اگر م?من باشد ما قبول می‌کنیم «فَلا کفْرانَ لِسَعْیهِ»(انبیاء/94) اگر کافری این کار را کرد، ثواب ندارد.

عبادت شما اگر بخواهد قبول شود، قرآن می‌گوید: «وَ هُوَ مُ?ْمِنٌ فَلا کفْرانَ لِسَعْیهِ»(انبیاء/94) پس قبولی عمل بیهوده نیست. ولی ماه رمضان ماهی است که خدا می‌فرماید: به خاطر شرف این ماه، عبادات شما را قبول می‌کنم.

احیاناً اگر کسی از کسی کدورت دارد، شب جمعه دستت را بلند کن و بگو خدایا، می‌خواهم وارد ماه رمضان شوم، پیغمبرت قبل از ماه رمضان گفت: از خدا بخواهید با قلب پاک وارد ماه رمضان شوید. من برای این که امسال ماه رمضان، قلبم پاک باشد، هر کس غیبت مرا کرده یا به من فحش داده و هر کس که در دل از او کدورتی دارم، همه را بخشیدم. خدایا طوری به دل‌هایی هم که من به آن‌ها ظلم کردم القا کن که مرا ببخشند. از یک پدری خوشم آمد. جوانی داشت که از زمان طاغوت دنیا رفت. گفت: من می‌خواهم در قبر بچه‌ام بروم. رفت و بچه‌اش را در قبر گذاشت و در قبر دعایی کرد که خیلی‌ها گریه کردند. دست هایش را بلند کرد و گفت: خدایا! این پسر من مرا خیلی سوزاند. بارها مرا عصبانی کرد ولی حالا دیگر مرده است، من از حق پدری‌ام می‌گذرم، خدا جان تو هم از حق خدائیت بگذر، دیگر حالا که مرده است او را ببخش که بالای سر قبر بسیار گریه کردند و منقلب شدند. طوری باشید که با قلوب پاک وارد شوید. بخواهید که «أَنْ یوَفِّقَکمْ لِصِیامِهِ» خدا برای روزه به شما توفیق بدهد. اینطور نیست که آدم هر کاری بخواهد، بکند. گاهی اوقات توفیق نیست. گاهی آدم در ماه رمضان از او سلب توفیق می‌شود.

از خدا بخواهید تا توفیق قرآن خواندن را پیدا کنید. چون خواندن یک آیه قرآن درماه رمضان ثواب یک ختم قرآن دارد. «فَإِنَّ الشَّقِی مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ» آدم بدبخت کسی است که ماه رمضان بیاید و برود و خدا ایشان را نبخشد. بعد فرمایش حضرت رسول است که می‌فرماید: «وَ اذْکرُوا بِجُوعِکمْ وَ عَطَشِکمْ فِیهِ جُوعَ یوْمِ الْقِیامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِکمْ وَ مَسَاکینِکمْ» ماه رمضان به فقرا کمک کنید. این که می‌گویند شب قدر ماه رمضان از هزار ماه بهتر است، کمک در شب قدر هم از هزار کمک در ماه‌های دیگر بهتر است. حضرت رسول می‌فرماید که: «وَ وَقِّرُوا کبَارَکمْ» ماه رمضان به پیرمردها احترام بگذارید «وَ ارْحَمُوا صِغَارَکمْ» ماه رمضان به بچه هایتان رحم کنید.

رمضان یعنی گناه سوزی، مثل اسکناس کهنه‌هایی که می‌سوزانند. زباله‌هایی که می‌سوزانند. به رمضان می‌گویند رمضان، چون خداوند در آن ماه گناهان را می‌سوزاند

در ماه رمضان از گناه توبه کنید، چون خدا در این ماه می‌بخشد. دست هایتان را بعد از نمازها بلند کنید و دعا کنید. لازم نیست حتماً به عربی بخوانید و یا علی و یا عظیم بخوانید! هر چه بلدید بگویید. درد خودت را با سوز بگویی، بهتر از این است که رجز بخوانی. دائم رادیو روشن می‌کند و رادیو دعای سحر می‌خواند. دعای سحر رادیو برای شما رشد نیست. رشد آن است که سحری خوردی، روی پشت بام، در اطاقت، در حیاطت، خانه‌های بندگان خدا در تهران که همه کوچک است ولی بالاخره جایی را پیدا کن، خودت با خدا فارسی حرف بزن. پنج دقیقه خودت با زبان خودت فارسی حرف بزنی بهتر از این است که رادیو 3 ساعت برایت دعا بخواند. پنج دقیقه خودت باش. آدم باید بعضی کارها را خودش انجام دهد. رشد 5 دقیقه خلوت شما از 3 ساعت مناجات رادیو برای شما بیش‌تر است. بگو خدایا! عمرم رفت. با هرکس حرف زدم توجه داشتم جز زمانی که با تو حرف زدم. تا سر نماز رفتم، حواسم پرت شد. همه جا جز وقت مناجات بیدارم. همه کتابی را جز قرآن می‌توانم بخوانم...هر چه بلدی بگو. نعمت‌ها را بشمار. خدایا به من چشم دادی، گوش دادی، دست دادی. «الحمدلله» خدا به ما خیلی چیزها داده است، منتهی از بس در آن‌ها غرق هستیم، نمی‌دانیم چه هستند. ماهی تا در آب است، آب را نمی‌فهمد. قرآن گاهی زنگ بیدار باشی می‌زند. می‌گوید: «إِنْ أَصْبَحَ ما?ُکمْ غَوْراً فَمَنْ یأْتیکمْ بِماءٍ مَعینٍ»(ملک/30) اگر صبح برخاستی و هر چه کندی به آب نرسیدی «فَمَنْ یأْتیکمْ بِماءٍ مَعینٍ» کیست که برایت آب بفرستد؟ «إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیکمُ اللَّیلَ سَرْمَداً»(قصص/71) اگر ما حرکت زمین را کند کردیم، شب یا روز طول کشید، به چه کسی زنگ میزنی می‌زنی که شب بفرست یا روز بفرست؟ گاهی می‌گوید: فرض کن نابینا بودی، فرض کن نمی‌شنیدی. اگر آب دهنم زیاد تولید می‌شد، می‌بایست همینطور که صحبت می‌کنم، یک سطل هم زیر چانه‌ام بود. اگر همین تولید آب دهن بنده کم بود، باید یک شلنگ مثل کولر گوشه‌ی دهنم بود تا می‌توانستم با شما حرف بزنم. از بس تولید آب دهن ما میزان است یک بار نگفتیم خدا را شکر که آب دهنمان میزان تولید می‌شود. برای این که از اول اینطور بوده است. ما در نعمات خدا غرق هستیم و نمی‌دانیم. خدا ان شاءالله به همه‌ی ما توفیق دهد و تمام خیراتی که در این ماه رمضان خداوند نثار بندگان مخلصش می‌کند، همه‌ی آن خیرات و برکات را نثار همه‌ی ما بفرماید.

                                                                                                                                        

 

 


منبع : سایت جامع اخلاق


نوشته شده در شنبه 91/4/31ساعت 11:37 عصر توسط رز سفید نظرات ( ) |

 

 

جوان ترین استاد خلبان نیروی هوایی ارتش ایران سرلشکر خلبان، « سیدعلی اقبالی دوگاهه» است. کسی که شهادتش داستان عجیبی دارد.

سیدعلی اقبالی دوگاهه، در 25 سالگی استاد خلبان جنگنده F-5  در 27 سالگی با درجه سرگردی جزو افسران ارشد نیروی هوایی ارتش ایران شد. سرلشگر خلبان«عباس بابایی» و سرلشگر خلبان «مصطفی اردستانی» از شاگردان تحت آموزش ایشان بودند.

آموزش درآمریکا
وی تکمیل دوره خلبانی را به مدت 220 ساعت در سال 1347 در پایگاه هوایی ویلیامز شهر فنیکس ایالت آریزونای امریکا را به پایان رساند و کسب رتبه نخست در بین بیش از 400 دانشجوی خلبانی از کشورهای مختلف به عنوان خلبان نمونه این پایگاه را از آن خود نمود . همچنین در سال 1353 جهت گذراندن دوره کارشناسی تفسیر عکس های هوایی و مدیریت اطلاعات و عملیات هوایی مجددا به امریکا اعزام گردید.

تنها نیمی از پیکرش به ایران بازگشت

این هم وطن دلیر اکثر تلمبه خانه ها و نیروگاه های برق عراق از کار انداخته بود و طرح های عملیاتی وی باعث گردیده بود صادرات 350 میلیون تنی نفت عراق به صفر برسد از این رو صدام جنایتکار به خون این شهید تشنه بود . از این رو به دستور صدام پس از دستگیری بدنش به دو نیمه تبدیل شد و نیمی از پیکر مطهرش در نینوا و نیمی در موصل عراق مدفون شد.

شرح کامل شهادت
شرح کامل شهادت ایشان را در زیر بخوانید تا بدانیم ما چه عزیزان گمنامی را در نیروی هوایی ارتش داشته ایم که حتی نام آنها را هم نشنیده ایم .

علی اقبالی دوگاهه پس از بمباران پادگان «العقره» در حالی که زنده به اسارت مزدوران عراقی درآمده بود، به دلیل ضربات مهلکی که نیروی هوایی ارتش ایران در نخستین ماه جنگ بر پیکر ماشین جنگی عراق وارد نموده بود به دستور صدام و برای ایجاد رعب و وحشت در بین سایر خلبانان کشورمان، برخلاف تمامی موازین انسانی و موافقت نامه های بین المللی رفتار با اسرا، به فجیع ترین و بیرحمانه ترین وضع به شهادت رسید به طوری که نیمی از پیکر مطهرش در نینوا و نیمی در موصل عراق مدفون شد.

این جنایت به حدی وحشیانه بود که رژیم بعثی در تلاشی بیشرمانه برای سرپوش گذاشتن بر این جنایت هولناک، تا سالها از اعلام سرنوشت آن شهید مظلوم خودداری می کرد و طی 22 سال هیچگونه اطلاعی از سرنوشت وی موجود نبود؛ تا این که در خرداد سال 1370، بر اساس گزارش های موجود عملیاتی و اطلاعاتی، و نامه ارسالی کمیته بین المللی صلیب سرخ جهانی مبنی بر شهادت ایشان و اظهارات دیگر اسرای آزاد شده وخلبانان اسیر عراقی، شهادت خلبان علی اقبالی دوگاهه محرز شد.

پیکر مطهرش که بخشی از آن غریبانه در قبرستان محافظیه نینوا و بخشی دیگر در قبرستان زبیر موصل به خاک سپرده شده بود، با پیگیری کمیته جستجوی اسرا و مفقودین وکمیته بین المللی صلیب سرخ جهانی، به همراه پیکرهای مطهر تنی چند از دیگر خلبانان شهید نیروی هوایی، پس از 22 سال دوری از وطن، در میان حزن و اندوه خانواده، یاران و همرزمانش به میهن بازگشت و به شکلی بسیار با شکوه و تاریخی در میدان صبحگاه ستاد نیروی هوایی تشییع و در پنجم مردادماه 81 در قطعه خلبانان بهشت زهرا درکنار سایر همرزمانش آرام گرفت.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!


نوشته شده در دوشنبه 91/4/26ساعت 10:29 عصر توسط رز سفید نظرات ( ) |



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت