سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
سردار بی سنگر

 

امام حسین(ع) و ساربان؛

ماجرای مردی که در طواف کعبه دستش به یک زن چسبید و دیگر جدا نشد

علما را حاضر نمود و مردم هم جمع شده بودند که چه حکم و عملى نسبت به این خیانت و واقعه کنند، متحیر شدند! امیر مکه گفت: آیا از خانواده پیامبر(ص) کسى هست؟

امام صادق(ع) فرمود: زنى در کعبه طواف مى‌کرد و مردى هم پشت سر آن زن مى‌رفت آن زن دست خود را بلند کرده بود که آن مرد دستش را به روى بازوى آن زن گذاشت؛ خداوند دست آن مرد را به بازوى آن زن چسبانید.

مردم جمع شدند حتى قطع رفت و آمد شد. کسى را به نزد امیر مکه فرستادند و جریان را گفتند. او علما را حاضر نمود و مردم هم جمع شده بودند که چه حکم و عملى نسبت به این خیانت و واقعه کنند، متحیر شدند! امیر مکه گفت: آیا از خانواده پیامبر(ص) کسى هست؟

گفتند: بلى حسین بن على(ع) اینجاست. شب امیر مکه حضرت را خواستند و حکم را از حضرتش پرسیدند.

حضرت اول رو به کعبه نمود و دستهایش را بلند کرد و مدتى مکث فرمود: و بعد دعا کردند. سپس آمدند دست آن مرد به قدرت امامت از بازوى آن زن جدا نمودند.

امیر مکه گفت : اى حسین علیه السلام آیا حدى نزنم ؟ گفت: نه.
صاحب کتاب گوید: این احسانى بود که حضرت نسبت به این ساربان کرد اما همین ساربان در عوض خوبى و احسان حضرت در تاریکى شب یازدهم به خاطر گرفتن بند شلوار امام دست حضرت را قطع کرد.


منبع:  یکصد موضوع 500 داستان نوشته سید على اکبر صداقت

 


نوشته شده در یکشنبه 90/11/30ساعت 2:58 عصر توسط رز سفید نظرات ( ) |

مردم از «ایمیل» و «اینترنت» چه می خواهند ؟

قطع شدن« ایمیل ها » و عدم پاسخگویی مسولان ذیربط اتفاقا در روزهای منتهی به 22 بهمن رخ می دهد ، عیدی که جشن ملی ایرانیان خوانده می شود. عموم مردم از اینترنت چیز زیادی نمی خواهند . اینترنت برای مردم ابزاری ارتباطی است در عصر دهکده جهانی . ارتباطی که در نهایت اساسش تامین منافع ملت و کشور است .

در روز های گذشته از دسترس خارج شدن پست الکترونیک «جی میل» ، «یاهو »و دیگران ارائه دهندگان خدمات ایمیل به صورت ناگهانی و بدون اعلام قبلی بسیاری از مردمی را که اغلب یا بخشی از کار و زندگی خود را بر اساس استفاده از این سرویس های اینترنتی سازماندهی کرده اند را با مشکل مواجه کرده ، به گونه ای که اغلب این افراد ضمن شکایت از این امر، قطع شدن سرویس های اینترنتی را به مسائلی دیگر ارتباط می دهند .

به گزارش «تابناک » ، نکته جالب توجه و البته غم انگیز این است که در همین دو سه روز اخیر دسترسی به این سرویس ها از طریق فیلتر شکن ها و «وی پی ان» مقدور بوده و بازار کسانی که به دنبال فروش چنین نرم افزار هایی هستند به خوبی گرم شده است . افرادی هم که تا کنون با «وی پی ان» آشنا نبوده اند در این چند روز با این تکنولوژی هم آشنا شده اند و با خرید از آن استفاده کرده اند ، فقط به یک دلیل ؛چون می خواهند کار و امورات روزانه خود را انجام دهند .

هر پدیده تکنولوژیک بی تردید در کنار مزایایی بسیاری که دارد ، آفت هایی را نیز به همراه خود دارد ، آفت هایی که ممکن است بر اساس ارزش گذاری یک مقام مسئول چنان پر رنگ باشد که بر همه مزایای آن سرپوش بگذارد و در تصمیمی ناگهانی و بدون اینکه حتی حق اطلاع رسانی برای مردمی که از یک تکنولوژی استفاده می کنند قائل شود ، آنان را از دسترسی به آن محروم کنند . اما داشتن ارتباط آسان و جهانی یک ارزش بنیادین جهانی است که با قضاوت و تصمیم یک مسئول ، مردم را نمی توان از استفاده از آن نهی کرد. پست الکترونیک در دنیای کنونی نه کالای لوکسی است نه سلاحی مخرب ؛ فقط وسیله ای است برای برقراری ارتباط ؛همچون تلفن .

پست الکترونیک چنان در بین مردم فراگیر شده است که محروم کردن مردم از آن به خاطر آفت های آنان ، مانند محروم کردن مردم از وسیله نقلیه به خاطر دود ناشی از عملکرد موتور آن است . آیا تا کنون مسئولی پیدا شده است که استفاده از یک خودروی استاندارد را به خاطر دود آن ممنوع کند و آیا عملا چنین کاری ممکن و مقدور است؟

این اتفاق و عدم پاسخگویی مسولان ذیربط اتفاقا در روزهای منتهی به 22 بهمن رخ می دهد ، عیدی که جشن ملی ایرانیان خوانده می شود. مردم به جای اینکه حلاوت این ایام را بچشند ، تلخی رفتار غیر مسولانه را حس می کنند . که اگر مشکلات فنی هم وجود دارد ، لازم است با اطلاع رسانی از پیش و از پس مردم در جریان گذاشته شوند ، نه اینکه درست در روزهای منتهی به 22 بهمن ، هر مسئولی توپ را در زمین دیگری بیاندازد.

باور کنیم که برای وجود آفتی مفروض ، همه یک تکنولوژی را نمی توان انکار کرد . مردم از اینترنت چیز زیادی نمی خواهند . اینترنت برای مردم ابزاری ارتباطی در عصر دهکده جهانی . ارتباطی که در نهایت اساسش تامین منافع ملت و کشور است .

 


نوشته شده در سه شنبه 90/11/25ساعت 5:29 عصر توسط رز سفید نظرات ( ) |

تهران و اغلب شهرستان ها همچنان صحنه جنگ خونین مردم و نیروهای مسلح بود. از غروب روز بیستم، کسی خیابان‌ها را ترک نکرده بود. درحالیکه حملات مردم مسلح به تمام مراکز قدرت رژیم شدیدتر می شد خبر رسید که ستاد ژاندارمری واقع در میدان بیست وچهار اسفند (انقلاب) به دست افراد نیروی هوایی، دریایی و مردم افتاده است. پس از ساعتها زد و خورد، پادگان عشرت آباد به تصرف مردم در آمد و بر اثر حملات مردم به تسلیحات ارتش،کارخانه‌ها و انبارهای اسلحه به دست مردم افتاد. سرانجام درحالی که همه خیابان‌ها شاهد حضور جوانان مسلح بود، در ساعت 30/10 دقیقه صبح، شورای عالی ارتش با شرکت رئیس ستاد، وزیر جنگ واکثر فرماندهان تشکیل جلسه داد و پس از مذاکرات بسیار، طی اعلامیه‌ای بی طرفی ارتش را اعلام کرد:
 «با توجه به تحولات اخیر کشور، شورای عالی ارتش در ساعت ده و نیم امروز بیست و دوم بهمن سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت، به اتفاق آراء تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از هرج ومرج و خونریزی بیشتر، بی طرفی خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام و به یگان‌های نظامی دستور داده شد به پادگان‌های خود مراجعت نمایند. ارتش ایران همواره پشتیبان ملت شریف و نجیب و وطن پرست ایران بوده و خواهد بود و از خواسته های ملت شریف با تمام قدرت پشتیبانی می نماید.»
این اعلامیه زمانی از رادیو پخش شد که شهر پر بود ازمردم مسلحی که سوار برخودروهای نظامی بودند. همچنین کاخ گلستان، مرکز رادیو ایران و ژاندارمری کل کشور در دست مردم بود. شهربانی کل کشور، دانشکده افسری، دانشکده پلیس و دبیرستان نظام نیز به دست نیروهای مردمی فتح شد. مردم، زندان کمیته [کمیته‌ی مشترک ضدخرابکاری] را که مرکز بازجویی و شکنجه متهمان سیاسی بود، به تصرف درآوردند و زندانیان را آزاد کردند. تا غروب این روز، تمام کلانتری ها، پادگان‌ها، پاسگاه ها و مراکز نظامی به دست مردم افتاد، زندان قصر، زندان جمشیدیه نیز تصرف شد و زندانیان آن‌ها فرار کردند، اما توسط مردم دستگیر شده و به مدرسه رفاه – محل شورای انقلاب – برده شدند. فرمانداری نظامی آخرین اطلاعیه خود را صادر کرد. به موجب این اطلاعیه از نظامیان خواسته شد برای اجرای تصمیم شورای عالی ارتش به پادگان‌های خود برگردند. درحالی که مردم به سوی کاخ نخست وزیری در حرکت بودند، بختیار که پس از فرار نظامیان با تعداد کمی محافظ تنها مانده بود ناهار خود را نیمه تمام رها کرد و از در پشتی ساختمان نخست وزیری گریخت. سپهبد رحیمی (فرماندار نظامی تهران و رئیس شهربانی) به دست مردم اسیر شد و سرلشکر ناجی (فرمانده گارد جاویدان) در حوالی میدان فوزیه امام حسین (ع) در جریان زد و خورد به ضرب گلوله ای کشته شد. امیرعباس هویدا نخست وزیر اسبق، نیز خود را به شورای انقلاب تسلیم کرد. رادیو و تلویزیون نظامی به تصرف مردم در آمد. در آخرین لحظه‌ها گوینده رادیو پیامی را که از سوی آیت الله طالقانی رسیده بود، خواند و سپس برنامه قطع شد. در آن پیام ازکارکنان اعتصابی رادیو و تلویزیون خواسته شده بود تا به سرکار خود بازگردند. پس از سکوتی نسبتا طولانی، رادیو دوباره آغاز به کار کرد. صدای گوینده‌ از شدت هیجان می لرزید:

«توجه توجه ... این صدای انقلاب ملت ایران است...»
فریاد شادی از تمام خاک ایران برخاست، آخرین سلسله‌ی پادشاهی ایران، سرانجام سقوط کرد...

نوشته شده در شنبه 90/11/22ساعت 11:47 صبح توسط رز سفید نظرات ( ) |

مروری بر حوادث روز 21 و 22 بهمن 1357

صبح روز 21 بهمن مردم تهران به هواداری از همافران تظاهرات کردند. در چند نقطه از تهران نزاع رخ داد و از میدان فوزیه (امام حسین) تا خیابان نیروی هوایی به طور ممتد صدای تیراندازی به گوش می رسید. در حالی که مردم به سمت دوشان تپه حرکت می کردند، عده ای از همافران در منزل امام خمینی (ره) پناه گرفتند.
- گزارش روزنامه های تهران حکایت از کشته و زخمی شدن صدها تن در درگیریهای دوشان تپه داشت. در این زمان آیت الله محمود طالقانی به نمایندگی از امام (ره) از یگانهای نظامی خواست به پادگانهای خود بازگردند و به درگیریها خاتمه دهند.
- از پیش از ظهر روز 21 بهمن مذاکرات میان فرماندهان ارتش و رهبران انقلابیون آغاز شد، اما زد و خوردها در نقاط مختلف تهران ادامه داشت؛ پادگان سلطنت آباد در شمال تهران به تصرف انقلابیون در آمد.
- درب زندان اوین توسط مردم به روی زندانیان رژیم پس از سالها گشوده شد.
- در ساعت 2 بعد از ظهر 21 بهمن، از رادیو اعلامیه شماره چهل فرمانداری نظامی تهران پخش شد. فرمانداری نظامی با ریاست سپهبد رحیمی در این اعلامیه ساعات منع عبور و مرور را از ساعت 30/16 تا 5 بامداد اعلام کرد و در اعلامیه بعد این زمان تا 12 ظهر 22 بهمن تمدید گردید.
- امام خمینی (ره) در حالی که بیمار بود، طی اعلامیه ای به مردم هشدار داد و اعلام نمود: «به دستور فرماندار نظامی وقعی نگذارید و به خیابانها بیایید چرا که گاردیها و فرماندار نظامی توطئه کرده اند تا با استفاده از نبودن مردم، همافران را تار و مار کنند.»
- پس از اعلام سفارش امام (ره) مردم به خیابانها ریخته و در هر گوشه ای از شهر سنگری بر پا شد. ده ها هزار تن از مردم در خیابان فرح آباد، پشت کیسه های شن و خاک سنگر گرفتند.
- در ساعت 5/4 بعدازظهر کلانتری تهران نو ـ پس از پنج ساعت زد و خورد شدید بین مأمورین گارد و مردم ـ سقوط کرد و مردم و گاردی ها در این زد و خورد چندین کشته و مجروح داشتند . از این پس، کلانتری ها یکی پس از دیگری به دست مردم ساقط شدند.
- در ساعت 6 بعدازظهر روز 21 بهمن بختیار در جلسه شورای امنیت ملی با فرماندهان ارتش شرکت کرد و از آنان خواست با شدت تمام مقررات حکومت نظامی را اجرا کنند. او حتی دستور داد منطقه اطراف پادگان دوشان تپه بمباران شود و در همان جلسه دستور دستگیری سران انقلاب را صادر کرد.
- علیرغم این خطرها تهران بیدار بود و مردم به فرمان رهبر انقلاب، بی اعتنا به حکومت نظامی در خیابانها سر کردند. از آنجا که این خبر در میان مردم شایع شده بود نیروهای ارتش از شهرهایی همچون قزوین به سوی تهران در حرکتند، مردم شهرهای اطراف تهران از خانه های خود بیرون آمده و در خیابانها و جاده ها مشغول حفر خندق و ایجاد مانع شدند تا بدین وسیله از پیشروی نیروهای نظامی به سوی تهران ممانعت کنند.
در شهر تهران نیز وسایط نقلیه بزرگ و اتوبوس های شرکت واحد تا آنجا که توانستند شاهراهها و خیابان های بزرگ را مسدود کردند تا از این طریق مانع رفت و آمد ماشین های نظامی و تانک ها بشوند.
- صبح روز 22 بهمن 1357 فرماندهان ارتش آماده می شوند تا در جلسه شورای عالی ارتش در ستاد کل بزرگ ارتشتاران حاضر شوند. مهمترین این افراد عبارت بودند از: عباس قره باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، احمدعلی محققی، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب اللهی و عبدالعلی بدره ای.
جلسه با سخنان ارتشبد قره باغی آغاز شد که طی آن به تشریح وضعیت نیروهای ارتش و مشکلات آنها پرداخت. عبدالعلی بدره ای فرمانده نیروی زمینی از کمبود نیروهای تحت امرش برای کمک به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشکر قزوین پرده برداشت. آنچه در این جلسه گفته شد، همه حکایت از ناتوانی ارتش در برابر موج خروشان انقلاب داشت. سرانجام در ساعت10:20 صبح تصمیم گرفته شد که ارتش اعلام بی طرفی کند.
- نصیری، رییس ساواک، سالار جاف، قاتل مردم کردستان و سپهبد رحیمی، توسط مردم بازداشت شدند.
- سپهبد بدره ای، فرمانده نیروی زمینی، محمد امین و بیگلری، جانشین فرماندهی گارد، به هلاکت رسیدند.
- در ساعت 1:15 بعدازظهر اعلامیه ارتش مبنی بر بی طرفی از رادیو پخش شد. شورای عالی ارتش در این اعلامیه از سربازان خواست تا به پادگان ها باز گردند.
- فرماندهان نیروهای سه گانه ارتش با حضور در خدمت امام خمینی، استعفای خود را تقدیم کردند.
- با مراجعه به منزل حضرت امام، گروه های مسلح پشتیبانی خود را از امام اعلام کردند.
- امام خمینی (ره) در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواست در عین هوشیاری و مراقبت و آمادگی برای در هم کوبیدن هر نوع حمله تازه ای از سوی ارتش، از حمله، آزار و درگیری با آنها در پادگانهایشان خودداری شود.
- نمایندگان مجلس شورای ملی به سفارش جواد سعید رئیس مجلس به طور دسته جمعی استعفا دادند.
- مراکز حساس دولتی، یکی یکی به تصرف انقلابیون در آمد.
- رادیو تهران که از ساعت 11 ظهر 22 بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت، در ساعت 2 بعدازظهر کاملاً در اختیار آنان قرار گرفت.
- اولین کلامی که از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مرکز را می داد: «توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است»
- در ساعت 5:45 پیام امام خمینی (ره) از رادیو پخش شد و امام در این پیام مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت.
- بعدازظهر 22 بهمن روزی دیگر بود. سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران و معاونش اولین افرادی بودند که توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه آورده شدند.
- پس از سقوط پادگان جمشیدیه در ساعت 7 بعدازظهر، نیک پی، منصور روحانی و نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که در آنجا تحت نظر قرار داشتند توسط مردم دستگیر شدند.
- طبق آنچه که در روزنامه ها نوشتند در حوادث روزهای 21 و 22 بهمن 654 نفر شهید و هزاران نفر مجروح شدند.
- وقایع انقلاب آن قدر سریع بود که حتی مقامات آمریکایی در آخرین روزها نمی دانستند انقلاب پیروز شده است. اتاق عملیات کاخ سفید از طرف برژینسکی، تلفنی از سالیوان می پرسید: آیا هنوز اماکن کودتا وجود دارد؟!


منبع :آرشیو روزنامه صبح صادق(شماره437)


نوشته شده در جمعه 90/11/21ساعت 11:20 عصر توسط رز سفید نظرات ( ) |

1357/11/21 :دستیابی مردم به اسلحه خانه نیروی هوایی و شدت یافتن درگیری مسلحانه مردم و نظامیان انتشار متن فتوای امام مبنی بر باطل بودن قسم وفاداری ارتشیان به شاه ،اعلام منع عبور و مرور از ساعت 4:30 عصر توسط ارتش شاه ،انتشار حکم امام درباره ماندن مردم به خیابانها ،پیوستن نیروی هوایی و دریایی به مردم

ساعت 10 صبح اسلحه‌خانه‌ی نیروی هوایی به همت مردم و کمک همافران فتح شد.
ساعاتی بعد کلانتری‌های 9، 10، 11، 12، 16، 26 و کلانتری نارمک به دست مردم افتاد.
مردم تانک‌ها و نفربرها را به خیابان‌ها آوردند و به یکدیگر روحیه می‌دهند. فرمانداری نظامی که دست‌پاچه شده‌است، در آخرین اعلامیه‌اش که بارها از رادیو پخش شد، ساعت منع عبور و مرور را چهار و نیم عصر اعلام کرد.
امام خمینی در پاسخ به دستور فرمانداری پیامی به این شرح صادر فرمودند: «اعلامیه‌ امروز حکومت نظامی، خدعه و خلاف شرع است؛ مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نکنند، برادران و خواهران عزیزم، هراسی به خود راه ندهید که به خواست خداوند تعالی، حق پیروز است.»
مردم خیابان‌ها را ترک نکردند.


نوشته شده در جمعه 90/11/21ساعت 11:32 صبح توسط رز سفید نظرات ( ) |

امام حدود ساعت 30/10 شب به مدرسه رفاه تشریف آوردند و از فردا هجوم مردم به مدارس رفاه و علوی برای دیدن امام شروع شد. مدرسه رفاه طوری نبود که بتوان در آن جا زمینه دیدار عمومی را ترتیب داد، بنابراین مدرسه علوی را برای دیدارهای عمومی مردم برگزیدیم، به خصوص که مدرسه علوی دو مجموعه بود و یک در ورودی از خیابان ایران داشت و یک در خروجی به طرف مدرسه رفاه و به همین دلیل مردم به راحتی می توانستند از یک در وارد شوند و امام را زیارت کنند و از در خروجی خارج شوند تا دسته دیگر بیایند. بنا به این شرایط، امام را در دفتر مدرسه علوی مستقر کردیم. این دفتر سر سرایی داشت که امام به آن جا می آمد و به ابراز احساسات مردم پاسخ می گفت و اگر سخنرانی داشت، سخنرانی می کرد و دوباره به دفتر باز می گشت.
یکی از مسائلی که در این دیدارها مشکل آفرین بود نداشتن انتظامات از میان خانم ها بود. بعضی از روزها در اثر فشار، برخی از خانم ها زیر دست پا می ماندند و غش می کردند. مثلا روز اول دویست و چند نفر از خانم ها غش کردند و روز دوم این تعداد به چهارصد نفر رسید و روز سوم حدود 817 نفر از خانم ها غش کردند و چون انتظامات از آقایان بود مشکل محرم و نامحرم پیش می آمد. این مشکل را با بعضی از اعضای شورای انقلاب در میان گذاشتیم که از جمله آن ها شهید مفتح بود. از ایشان خواستیم تا با امام مطرح کند که خانم ها به دیدار معظم له نیایند، ولی وقتی این پیشنهاد به امام داده شده بود امام فرموده بود: شما فکر می کنید اعلامیه های من یا سخنرانی ها شما شاه را بیرون کرد؟ شاه را همین بانوان محترمه بیرون کردند. شماها بروید و وسیله رفاه و آسایش آن ها را فراهم سازید.
وقتی که این فرمان امام صادر شد، قرار گذاشتیم تا از میان خود خانم ها انتظامات تشکیل شود تا کمتر مشکل محرمی و نامحرمی پیش بیاید، بنابراین دست به کار شدیم و یک روز بعد یعنی 16 بهمن انتظامات خانم ها تشکیل شد.

منبع: خاطرات محسن رفیق دوست - مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 148 تا 150



نوشته شده در پنج شنبه 90/11/20ساعت 6:59 عصر توسط رز سفید نظرات ( ) |

 1357/11/20 : اعلام سیاستها و وظایف دولت موقت توسط مهندس بازرگان ،درگیری شدید میان همافران و دانشجویان نیروی هوایی با افراد گارد جاویدان

پس از خبر ساعت 20، تصاویری از دوران اقامت امام خمینی در پاریس از شبکه سراسری تلویزیون پخش شد. هم‌زمان با پخش تصویر امام خمینی، همافران نیروی هوایی در پادگان، فریاد «الله‌اکبر» سر دادند. شعار همافران در حمایت از امام خمینی باعث خشم افسران و کارکنان ضد اطلاعات نیروی هوایی شد. اخطارهای تند آنان به همافران، به درگیری و تیراندازی و ورود گارد شاهنشاهی منجر شد. با بالا گرفتن درگیری، مردم برای کمک به همافران ارتش وارد پادگان شدند اما لوله‌ی مسلسل گارد شاه به سمت مردم چرخید و آن‌ها را هدف گلوله قرار داد. درگیری تا صبح ادامه داشت...


نوشته شده در پنج شنبه 90/11/20ساعت 12:17 عصر توسط رز سفید نظرات ( ) |

بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مقدس رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خمینی- روحی فداه- سلام علیکم.
از آنجا که مایل نیستم در این شرایط حساس وقت شریف را تصدیع نمایم بدون مقدمه سخنانم را آغاز می کنم...
من مادر یک شهید به نام سید علی اصغر کیا از خیل عظیم شهیدان اسلام عزیز هستم. خود در اوایل زندگی بر اثر حادثه ای همسر عزیز خود را که از سادات بود از دست دادم و با چهار فرزند به یادگار از آن مرحوم مانده زندگی را ادامه دادم و یکی از آنها را در جنگ تحمیلی تقدیم اسلام و آن حضرت نمودم و اکنون نیز آماده انجام تکلیف می باشم ...
ا
ماما، پیام پر از درد و محنت شما در پذیرش قطعنامه 598 آسایش را از روح و جسم ملت ایران و مستضعفان جهان بویژه خانواده شهیدان گرفت و مطمئن باشید که آنها هم همان گونه که فرمودید آن را مانند جرعه زهری نوشیدند ولی تحمل هر چیزی برای رضای خدا و مصلحت اسلام عزیز گواراست ..
د
شمنان قسم خورده اسلام عزم خود را جزم نموده اند که دین مقدس اسلام را منهدم و نابود نمایند و این را از اجداد و پیشینیان پلید خود به ارث برده اند. اما زهی خیال باطل. خدایا تو شاهد باش که ما هم با تأسی به پیشوایان بزرگمان همچون ابراهیم و محمد و علی و زهرا و فرزندان معصومشان- صلوات الله علیهم اجمعین- و با تقلید از مرجع و ملجأ عظیم الشأن انقلاب عزم خود را جزم نموده ایم که تا آخرین نفر و آخرین نفس با اهداف نامبارک آنها مبارزه کنیم. اماما، راهپیمایی روز عید غدیر ثابت کرد که مردم شریف ایران مرگ را تحمل می کنند ولی ننگ خواری و ذلت در مقابل دشمنان اسلام را نه. آنها با این حضور نشان دادند که همواره گوش به فرمان رهبر الهی خود هستند و این اطاعت را به حکم آیه شریفه (اطیعوا الله و اطیعوا الرسول) تکلیف شرعی خود می دانند ...
اماما، مبادا که شرایط روز دامان کبریایی شما را غبارآلود و دل مبارکتان را رنجور نموده باشد. ما به شما اطمینان می دهیم که با اشک چشمانمان دامان و دلتان را شستشو و
با خونمان نهری و با اجسادمان سدی در مقابل دشمنان اسلام ایجاد خواهیم کرد که در آن غرق و زمینگیر شوند ..
اماما، اینجانب هدیه ای ناقابل را که ذخیره نموده و دهها فکر و خیال برای مصرف آن جهت رفاه خود و فرزندانم داشتم به منظور رفع نیاز جبهه های جنگ تقدیم می نمایم و همچنین نذر نموده ام که حقوق شش ماه خود را تقدیم نمایم. لذا اکنون هدیه مذکور (یک قطعه دستبند طلا) را به همراه مبلغ سی هزار ریال (حقوق یک ماه) تقدیم و بقیه را نیز تحویل خواهم داد.
ا
ن شاء الله ..
در خاتمه آرزوی دعای خیر و تقاضای عاجزانه دارم که با دستخط مبارک (ولو کوتاه) جواب نامه را مرقوم فرمایید. از خداوند تبارک و تعالی به همراه همه مستضعفان و مسلمین و شیعیان طول عمر آن حضرت را با سلامت کامل خواهانم ...
حاجیه شمسی نورانی، از طلاب علوم دینیه و از خدمتگزاران امداد امام خمینی کاشان، والده شهید سید علی اصغر کیا. والسلام علیکم و رحمه الله.

نامه [به خانم شمسی نورانی(تشکر از هدیه ارسالی)]
بسمه تعالی

فرزند عزیزم، خانم حاجیه شمسی نورانی.
نامه پر احساس شما را خواندم. از شما و افرادی مانند شما نمی دانم چگونه باید قدردانی کرد. من که در مقابل این همه محبت و صفا غیر از تشکر و دعا کاری نمی توانم انجام دهم...
دستبندت را برایت می فرستم تا از جانب من هدیه ای باشد برای تو و معادل آن را با نذر حقوق شش ماهه ات را من خود به جبهه می فرستم. از قول من به فرزندان عزیزت، این عزیزان ملت شریف ایران، سلام گرمم را برسان. خدا یار و نگهدارت باد .

روح الله الموسوی الخمینی - 23/5/67

 


نوشته شده در چهارشنبه 90/11/19ساعت 2:0 عصر توسط رز سفید نظرات ( ) |

 1357/11/19 :رژه عده زیادی از همافران و پرسنل نیروی هوایی در مقابل امام خمینی (ره )

بختیار دستور تیراندازی به سمت مردم را می‌دهد. در بعضی از نقاط کشور به سمت مردم تیراندازی می‌شود. عده‌ی زیادی از همافران و افراد نیروی هوایی، با لباس‌های نظامی و در میان شادی و حیرت مردم به اقامت‌گاه امام رفتند. امام خمینی در این دیدار، خطاب به همافران فرمودند:
«همان‌طور که گفتید تا حالا در اطاعت طاغوت بودید، حال به قرآن پیوستید. قرآن حافظ شماست. امیدوارم با کمک شما بتوانیم در اینجا حکومت اسلامی را برقرار کنیم.»


نوشته شده در چهارشنبه 90/11/19ساعت 11:0 صبح توسط رز سفید نظرات ( ) |

تجمع طرفداران بختیار در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی )،آغاز بکار کانال تلویزیونی انقلاب

امام خمینی فرمان داده‌اند نام اشخاصی که به نوعی به کشور و مردم خیانت کرده‌اند افشا شود. با تلاش مردم و متخصصین، فرستنده‌ای سیار در مدرسه‌ی علوی راه‌اندازی می‌شود. اینجا تهران، کانال انقلاب!


نوشته شده در سه شنبه 90/11/18ساعت 10:0 صبح توسط رز سفید نظرات ( ) |

   1   2   3      >


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت